mail me mail me home page archive
عاشقانه های من

ساده نبود....

ساده نبود گذشتن از تو برام

ساده نبود کوج تو از لحظه هام

ساده نبود قصه ی بی تو بودن

ساده نبود هق هق شب گریه هام

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٦ - سارينا

فصل عاشق...

تو خوبی خوبتر از تمام فصل های عاشق

تو مهربانی مهربانتر از نسیمی که به وقت تنهایی هم آواز دلتنگی ام بود

تو عزیزی عزیزتر از هوایی که هر لحظه میهمان وجودم میشود

عاشقانه میپرستمت و ای کاش هرگز پناه امن دستهایت را از وجود

بی ارزشم نگیری.

دوستت دارم با تمام وجودم

تقدیم به خواهر عزیزم ملیکا(عسل بانو)

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٦ - سارينا

دنيای ما...

اگر دنیای ما دنیای سنگ است

بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است

اگر دنیای ما دنیای درد است

بدان عاشق شدن از بحر رنج است

اگر عاشق شدن پس یک گناه است

دل عاشق شکستن صد گناه است

شکستم بی صدا یک بار دیگر

خطا کردم من یک بار دیگر

دو چشم تو مرا از ره بدر کرد

شکستم توبه را یک بار دیگر

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦ - سارينا

زمان

چقدر ثانیه ها دروغ میگویند

و چقدر ساعت ها بی رحمانه ما را جا میگزارند

دستی همیشه ما را هل میدهد

و ما نا خواسته به جلو کشانده میشویم

در تجربه ای که به طرز نا خوشایندی ارغوانی است

و حالا ما افرادی هستیم که همیشه در رویا به سر میبرند

همان هایی که عقب میکشند

و از پشت به زمان خنجر میزنند

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦ - سارينا

باد

صدای باد هر لحظه مرا به سویی میکشد

فکرم معطوف همین دنیاست و زندگی

که چگونه عشق قلبم را تسخیر کرده است

صدای تیک تاک ساعت

زمان در حال اتمام را خبر میدهد

و عمر رو به خاموشی را

با اینکه هیچ سازی سر ناسازگاری ندارد

باز هم تحمل میکنم

و دل به صدای باد میسپارم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٦ - سارينا

انتظار...

من تنها در ساحلی مینشینم

سکوت اختیار میکنم

چشمانم را به جاده ای دراز میدوزم

تا یک روز انتظار به پایان رسد

من منتظرم...منتظر فانوسی در تاریکی

من جاده ای دراز را به یاد تو میپیمایم

تا یک روز تو را در این جاده بیابم

تنها جاده ای که به کلبه ای کوچک رسد

من در این جاده میمانم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦ - سارينا

....

تو از کجا آمدی؟

که به ناگهان

با پس زدن سیب سرخی

از پشت ازدحام شاخه ها

طلوع کردی

ای خورشید تابستانیم

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سارينا

اشک های خدا

در روزهای آفتابی

ابرها میخواهند ببارند

اما خدا اجازه نمیدهد

در شب های مهتابی

ابرها میخواهند ببارند

اما خدا اجازه نمیدهد

آن گاه اندوهگین و دلشکسته

به چشم های تو پناه میآورند

تو اجازه میدهی که آن ها ببارند

گریه میکنی و خدا در چشم های تو جاری میشود

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سارينا

بی تو...

بی تو تنها گریه کردم توی شبها بی ستاره

انتظارتو کشیدم تا که برگردی دوباره

در غروب رفتن تو لحظه هایم را شکستم

زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم

پشت شیشه روز و شب دل به بارون میسپارم

من برای گریه هایم چشمه هارو کم میارم

انتظاره با تو بودن منو از پا در میاره

ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشام بباره

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سارينا