mail me mail me home page archive
عاشقانه های من

.........

به گمانم نفسی فرصت دیدن داریم

تا ته کوچه فقط پای دویدن داریم

روح ما گر چه در این پیله ی تن محبوس است

مثل پروانه تمنای پریدن داریم

مفکن دور چنین میوه ی احساس مرا

گر چه کالیم ولی وقت رسیدن داریم

نشکند پشت دل از بار غم حادثه ها

مثل یک بید فقط حق خمیدن داریم

نکند تیره شود سینه ی تو از غم ما

تو بگو حق کمی آه کشیدن داریم

تو نگفتی ولی از لحن نگاهت پیداست

نه دل گفتن و نه گوش شنیدن داریم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا

کوير...

کاش آسمان حرف کویر را میفهمید و اشک خود را نثار گونه های خشکش میکرد

کاش واژه ی حقیقت آن قدر با دلها صمیمی بود که برای بیان کردنش نیاز به شهامت نبود

کاش دلها آنقدر صمیمی بود که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب میشد

کاش شمع حقیقت بال و پر پروانه را میدید و او را باور میکرد

کاش بهار انقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمیسپرد

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا

چقدر عجيبه...

چقدر عجیبه که ...

تا وقتی مریض نیستی کسی برات گل نمیاره

تا فریاد نزنی کسی به طرفت بر نمیگرده

تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه

تا خودت رو نشکنی کسی کمکت نمیکنه

تا عشقت رو ترک نکنی قدرتو نمیدونه

و تا نمیری کسی اشتباهت رو نمیبخشه

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا

تنديس

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد

تندیس زیبا نخواهد شد

از زخم تیشه خسته نشو

که وجودت شایسته تندیس است

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا

.......

مثل شقایق ها زندگی کن

کوتاه اما زیبا

مثل پرستوها کوچ کن

فصلی اما هدفمند

مثل پروانه بمیر

دردناک اما...عاشق

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا

شکوفه احساس...

من از این فاصله ها سخت دلگیرم

بی تو این جا چه غریبانه شبی میمیرم

دیر سالیست که میخواهم از این جا بروم

ولی انگار با قلب زمین زنجیرم

مثل این است که من با همه ی هق هق خود

روی سجاده ی احساس تو جان میگیرم

تو مانند بهاری هستی که در زمستان شکوفه ها را به یاد من میاورد

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا