خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
سارينا
آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٦
دی ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
لینک دوستان
از عشق برخاستن
ياس کبود
شاد و شنگول
غم تنهايی من
مرد اول موسيقی ايران
آخ دلم...نشکنی ها
درد پنهان
نسيم عشق
گندم سبز
سعيد تنها
حديث خويش
سفير عشق
اولين شعرم که به دنيا امد تو بودی
درختچه
برای...که نفسهايم از اوست
خرس
من و سهراب
فرشته زمين
گل های سرخ برای عشق
يادداشت های يک رهگذر
اوای من
خاکسترانه
زمزمه های نيلوفری
يک عاشقانه
چرت و پرت
نگاه
غمنامه سايه
غربت تنهايی
ياقوت کبود
سرچشمه (مريم)
ليست وبلاگ هاي فارسي
تفريحات اينترنتي
پردیس من
طراحی وبلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
به گمانم نفسی فرصت دیدن داریم
تا ته کوچه فقط پای دویدن داریم
روح ما گر چه در این پیله ی تن محبوس است
مثل پروانه تمنای پریدن داریم
مفکن دور چنین میوه ی احساس مرا
گر چه کالیم ولی وقت رسیدن داریم
نشکند پشت دل از بار غم حادثه ها
مثل یک بید فقط حق خمیدن داریم
نکند تیره شود سینه ی تو از غم ما
تو بگو حق کمی آه کشیدن داریم
تو نگفتی ولی از لحن نگاهت پیداست
نه دل گفتن و نه گوش شنیدن داریم
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا
کاش آسمان حرف کویر را میفهمید و اشک خود را نثار گونه های خشکش میکرد
کاش واژه ی حقیقت آن قدر با دلها صمیمی بود که برای بیان کردنش نیاز به شهامت نبود
کاش دلها آنقدر صمیمی بود که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب میشد
کاش شمع حقیقت بال و پر پروانه را میدید و او را باور میکرد
کاش بهار انقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمیسپرد
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا
چقدر عجیبه که ...
تا وقتی مریض نیستی کسی برات گل نمیاره
تا فریاد نزنی کسی به طرفت بر نمیگرده
تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه
تا خودت رو نشکنی کسی کمکت نمیکنه
تا عشقت رو ترک نکنی قدرتو نمیدونه
و تا نمیری کسی اشتباهت رو نمیبخشه 
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد
تندیس زیبا نخواهد شد
از زخم تیشه خسته نشو
که وجودت شایسته تندیس است 
مثل شقایق ها زندگی کن
کوتاه اما زیبا
مثل پرستوها کوچ کن
فصلی اما هدفمند
مثل پروانه بمیر
دردناک اما...عاشق
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا
من از این فاصله ها سخت دلگیرم
بی تو این جا چه غریبانه شبی میمیرم
دیر سالیست که میخواهم از این جا بروم
ولی انگار با قلب زمین زنجیرم
مثل این است که من با همه ی هق هق خود
روی سجاده ی احساس تو جان میگیرم
تو مانند بهاری هستی که در زمستان شکوفه ها را به یاد من میاورد
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٦ - سارينا